السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
134
تفسير الميزان ( فارسي )
منحل مىشود ، و چنين معنا مىدهد : زمانى كه در ناقور كوبيده مىشود ، امر بر كافران سخت مىگردد . و همين جزاى « سخت مىگردد » عامل نصب در « اذا » است ، و اما علتى كه تجويز كرده كلمه « يومئذ » ظرف شود براى « يوم عسير » اين است كه باز جمله به جمله اى ديگر منحل مىشود ، و معناى آن اين است كه : وقوع اين وقت نقر در روز سخت است ، چون روز قيامت در حينى مىآيد و واقع مىشود كه مشغول نقر در ناقورند « 1 » . و نيز ( در همان كتاب ) گفته : ممكن است كلمه « يومئذ » را در تقدير مرفوع بگيريم تا بدل باشد از كلمه « ذلك » و كلمه « يوم عسير » خبر آن باشد گويا فرموده : روز نقر ، روزى است سخت « 2 » . و جمله « غير يسير » صفت ديگرى است براى كلمه « يوم » ، و عسر آن را تاكيد نموده مىفهماند سختى آن روز از يك جهت و دو جهت نيست ، بلكه از هر جهت است . * ( « ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً » ) * اين جمله كلمه تهديد است ، و روايات بسيار زيادى وارد شده كه اين جمله تا تمام بيست آيه بعدش همه در باره وليد بن مغيره نازل شده ، كه داستانش در بحث روايتى آينده ان شاء اللَّه مىآيد . كلمه « وحيدا » حال از فاعل « خلقت » است ، و حاصل معنايش اين است كه : مرا با آن كس كه خلقش كردم واگذار ، با آن كس كه در حالى خلقش كردم كه احدى با من در خلقت وى شركت نداشت ، و بعد از خلقت به بهترين وجهى تدبيرش كردم ، مرا با او واگذار ، و بين من و او حائل مشو كه من او را كافى خواهم بود . احتمال هم دارد كلمه « وحيدا » حال از مفعول « ذرنى » باشد . بعضى « 3 » هم آن را حال از مفعول « خلقت » كه حذف شده گرفتهاند ، و آن مفعول ضميرى است كه به موصول ( من ) بر مىگردد ، و حاصل معنا اين است كه : مرا با كسى كه خلقش كردم در حالى كه او تنها بود نه مالى داشت و نه فرزندانى واگذار . بعضى هم احتمال دادهاند كلمه « وحيدا » اصلا حال نباشد ، بلكه منصوب به فعل تقديرى ( أذم - مذمت مىكنم ) باشد . ولى از همه اين وجوه بهتر همان وجه اول است . * ( « وَجَعَلْتُ لَه مالًا مَمْدُوداً » ) * يعنى من براى او مالى ممدود يعنى گسترده و يا ممدود به مدد نتايج و فايده قرار دادم .
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 646 . ( 2 و 3 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 647 .